شمارهٔ ۱


خواب شو،آخر شبی در چشم بی خوابم بیا
تاب شو،آخر دمی در جان بی تابم بیا
هم شبی شمع سعادت شو،به بالینم نشین
هم سحر نور عبادت شو،به محرابم بیا
ساحل توفیق شو از دست گردابم بگیر
کشتی امید شو،نزدیک گردابم بیا
نغمۀ بربط شو و در خانۀ ذوقم نشین
حالت مستی شو و در بادۀ نابم بیا
جز به عشق و امید و شوق و ذوق و وصل شو
در دل جانان چر است و جان جذابم بیا
گشتم از طوفان عشقت غرق در سیلاب اشک
گر تماشا بایدت،نزدیک سیلابم بیا
یا بشو چون دختر دریا و در تورم درآ
یا بشو ماهی امید و به قلابم بیا
کاش روزی مژده می آمد ز جانانم که باز
پیروی «از سر قدم می ساز و بر بابم بیا»

شمارهٔ ۲

جز دل من كو برآن زلف دوتا باشد اسیر
هيچ مرغی را ندیدم كه دو جا باشد اسیر
غیر این مجنون سرگردان ندیدم هیچ كس
از خدا خواهد كه در دام بلا باشد اسیر
خود چرا منعش كنم هر دم كه مرغ بی نوا
بر اسیری خو كند چون سال ها باشد اسیر
گفتم ای دل از چه رو تن بر اسیری داده ای؟
گفت در اين ملک هر شاه وگدا باشد اسیر
بندگان را لاف آزادی زدن خبط و خطا است
هر كسی را بنگری سر تا به پا باشد اسیر
اين اسيری را به چشم سر نمی بیند كسی
جسم ما آزاد باشد،جان ما باشد اسیر
من به عشق و تو به زهد و آن به زور و این به زر
پیروی هم در كف مهر و وفا باشد اسیر

شمارهٔ ۳

مستی من،مستی عشق است،هشیارم مکن
خواب من،آرامش جان است،بیدارم مکن
من اگر باری کشم،بار نگاری می کشم
آدمم،خر نیستم،هر بار را بارم مکن
یوسفم من،یوسفم،در چاه کنعان خوشترم
رو به رو بر مردم بی ذوق بازارم مکن
دوستی مردم دیوانه،نوعی دشمنی است
از سر خیرت گذشتم،ای دل آزارم مکن
کو دلی؟کو دانشی؟ای چشم سحرانگیز یار
غارتم کردی،دگر چیزی بدهکارم مکن
ای دل آشوبگر،اینجا و آنجایم مکش
یک تن فرسوده ام،صد جا گرفتارم مکن
نوش امشب خوب بود،نیش فردایی نداشت
بهر یک لذت،به صد محنت سزاوارم مکن
زاهدا ! کاری بکن قلبم بگوید یا خدا
یا خدا و یا خدای گوی به اجبارم مکن
تو خبر از حال دل من چون نداری ای حریف
من گنه کارم،ولیکن تو گنه کارم مکن
دین حق را خُلق احمد ساخت،خوی شیخ سوخت
راست گویم،کافرم،مشمار و بر دارم مکن
یک جهنم ساخت ایزد،صد جهنم تو مساز
از خدای مهربان خویش،بیزارم مکن
جان یکی،جانان یکی،رهبر یکی،فرمان یکی
ثابتم بگذار در یک جا و سیارم مکن
دلبرم ! مپسند ایامم به تلخی بگذرد
بیش از این محروم از لعل شکربارم مکن
پیش پای دوست گر خاک رهم سازی بساز
پیش چشم دشمنان پیروی خاکم مکن