شمارهٔ ۱
آزمندی ، زنجیری است که دست و پای هر آزاده ای را خواهد بست.
آزمندی ، زنجیری است که دست و پای هر آزاده ای را خواهد بست.
هرگز در میان موجودات،مخلوقی که برای کبوتر شدن آفریده شده،کرکس نمی شود.این ویژگی در میان هیچ یک از مخلوقات نیست جز آدمیان.
خدا پایان شکوه جهان آفرینش است.عشق پایان شکوه آدمی.
خلاصه کردن جهان آفرینش دریک نفر وبزرگ کردن یک نفر تا مقام خدایی، عشق یعنی این.
یک پرندۀ کوچک که زیر برگها آواز می خواند برای اثبات خداوند کافی است.
کسی که مورد توجه مردم قرار گیرد ،ممکن نیست سبب برانگیختن خشم وکینۀ دشمنان نشود.
زندگی بدون زن در نظر من گلستانی بدون گل و عطری بدون بو وخواب آسوده ای بدون رؤیای خوش،بیش نیست.
لبخند زن در دو جا آسمانی وفرشته مانند است:یکی هنگامی که برای اولین بار با لبخند به معشوق خود می گوید:دوستت دارم. ودیگر هنگامی که برای اولین بار به نوزادش لبخند می زند.
شاید بتوان از هجوم سیل آسای یک ارتش ممانعت کرد،اما از هجوم اندیشه ها وباورها نمی توان جلوگیری نمود.
فکر کردن شغل ذهن است.خواب دیدن تفریح آن.
شعر،ارکستر پر هیجانی است که آواز طبیعت وبشر و حوادث را به هم آمیخته است.
خدمت به وطن نیمی از وظیفه است وخدمت به انسانیت نیم دیگر آن.
من اشخاص زنده را کسانی می دانم که مبارزه می کنند،بدون مبارزه زندگی مرگ است.
گلِ شادی بخش زندگی،تنها با تبسم ملکوتی و آسمانی کودک شکفته می شود.