ماه در مرداب

آب آرام و آسمان آرام
دل زغم فارغ و روان پدرام
سايۀ بيد بن فتاده در آب
زلف ساقي در آبگينۀ جام
اي خوشا عاشقي بدين هنگام
سايۀ بيد بن فتاده در آب
بر سر موج،سيم گون مهتاب
مرغ شبخوان ز دور در آواز
ماه چون دلبري فكنده حجاب
تن سيمين بشويد اندر آب
مرغ شبخوان ز دور در آواز
در دل از بانگش اندوهي دلساز
خاطر از ياد يار مالامال
دل پر از آرزوي دور و دراز
مرغ انديشه مانده از پرواز
خاطر از ياد يار مالامال
مست بيم فراق و شوق وصال
آسمان چون پرند مينا رنگ
مه بر آن با هزاران غنج و دلال
كرده تنهائيش اسير ملال
آسمان چون پرند مينا رنگ
آب چون آبگينه اي بي رنگ
كرجي بان مكن شتاب به راه
نكند دل به بازگشت آهنگ
اندكي نرم تر درنگ! درنگ!
كرجي بان مكن شتاب به راه
سيمت ار بايد آنچه خواهي خواه
دل بي تاب تازه رفته به خواب
مكن آرامِ او به خيره تباه
در دل آب دان ملرزان ماه
دل بي تاب تازه رفته به خواب
گرد كافور بيخته مهتاب
آب آرام و آسمان آرام
ماه خوش خفته در بن مرداب
روي دلدار بيند اندر خواب
آب آرام و آسمان آرام
دل زغم فارغ و روان پدرام
سايۀ بيد بن فتاده در آب
زلف ساقي در آبگينۀ جام
اي خوشا عاشقي بدين هنگام