كجيك

اينك كه روز قريۀ آشفتۀ «كجيك»
در قله هاي زرد غروب
با جاده ها و جنگل و پل ها و خيمه ها
تاريك مي شود.

پهناي آفتاب
در پيچ كوهها و خم دره هاي ابر
اينك كه با جزيره و امواج و صخره ها
باريك مي شود

در دشت تركمن ها
تا انحناي آبي صحراي دهكده
ياد تو، اي سپيدۀ مهتاب هاي دور
نزديك مي شود.

چهرۀ طبيعت

_«سنگ هاي تيره را از آب بيرون مي كشد اين دست و اين آب گل آلودِ عبوس
              آرام چون لبخند كودك
                                            پاك خواهد شد»
             (بيشتر بشكن كه سرما سخت بيرحم است)
«هم قبا آواز خواهد داد»
«هم اجاق خانه خواهد رست»
«كودكان كومه بايد هدهد خود را به صحرا شادتر گيرند»
«گر چه از ما آن كلاغ پير هم بگريخت»
«گرچه از ما ريخت»
«آن سبوي نيمه بخشايش روز ازل...»

آب در جريان خود باقي است
ابتدا و انتها چون جملۀ مجهول ناپيداست
يا چو صحرايي كه گنجشك نگاه ديده اي بر شاخه هاي ردپاي اسب هاي رفته
                                                                                           بنشيند:

_«آب در جريان خود باقي است»
«ما به سان آب راه خويش سپاريم»
«يا به سان سنگريزه همچنان در جاي خود ثابت كه بر ما بگذرد هر چيز»
آب در جريان...
از كجا آواز مي گيرد؟
               به كجا آواز خود را مي دهد پايان؟...

گام ها

اي گام خورشيد
تالار روحم بي تو تاريك.

با گام ساعت
دهليزهاي رنج ها در مي گشايند
در پرتگاهان
با گردبادان
انديشه ها پر مي گشايند

تالار روحم بي تو تاريك
هر لحظه را در پيچ و خم ها
اردوگهي با راه باريك.

اي گام خورشيد
بي تو طنين گام اين گودال ها چيست؟
ايوان ها و پلكان را
جز گام تشويش زمان نيست.
در كوچه هاي گام تشويش
با درد و دود آلوده موسيقي شعر است
اي شعر،اين آهنگ هاي شعله ور چيست
اين خفتگان را خيمۀ ابريشم خواب
آواز تو مهتاب بر مرداب
اي پاك آتشگاه زردشت
بند غم از بال عقاب روح بردار
وز معبد عرش
آن چلچراغ روشن آرامشت را
آرامش پاك اوستا را فرود آر

در چهار ديوار بلند جسم
قصر زمستان است قصر كهنۀ روح
بي تو نگاه سرد من قطب جنوب است
بي تو طلوعم؛
آغازش آغاز غروب است
بي آبشاران نسيمت
هر ميوه ام خاكستر كشكول باد است
اي زندگي؛
             اي دوست
بي تو هوا و آب ها در دست و باد است!
درد است ديگر لحظه ها بي گام هايت
بي گام هايت در نگاهم گام پاييز
بي تو خزانم شعله و دود رگ خويش
بي تو من آن دهقان پيرم با سگ خويش.