شمارهٔ ۱

کسی که فقط با امید دستیابی به نعمت های مادی،دست به مبارزه می زند،خویشتن را از دَهِش و موهبتی که شایستۀ زندگی است بی بهره می سازد.

شمارهٔ ۲  

در صحرا،آدمها همیشه آزاد هستند و از گنج های آشکار و دیدنی جانبداری نمی کنند،چرا که صحرا برهنه است و فقط می توان از یک گسترۀ،پنهان وناپیدا جانبداری کرد.

شمارهٔ ۳  

دنیا برای پادشاه به گونۀ عجیبی ساده شده و تمام مردم تنها یک مشت رعیت به حساب می آیند.

شمارهٔ ۴

محاکمه کردن خود از محاکمه کردن دیگران خیلی مشکل تر است.اگر توانستی در مورد خودت قضاوت درستی بکنی،معلوم می شودیک فرزانۀ تمام عیاری.

شمارهٔ ۵   

راستی و درستی برای انسان همان چیزی است که از او یک مرد می سازد.

شمارهٔ ۶

نگاهت رنج عظیمی است وقتی به یاد من می آورد که چه چیزهای زیادی را هنوز به تو نگفته ام.

شمارهٔ ۷  

یک انسان تنها می تواند با قلبش به درستی ببیند،چیزی که لازم وضروری باشد،با چشم دیده نمی شود.

شمارهٔ ۸  

درد غربت گرایشی است که کس نمی داند از چیست.هوس است ومیل؟هرچه هست برای بیان آن، هیچ واژه ایی یافت نمی شود.

شمارهٔ ۹   

بکوشید پیش از آنکه کسی را داوری کنید،او را درک کنید.

شمارهٔ ۱۰   

چه خانه باشد،چه ستاره،چه کویر چیزی که اسباب زیبایی اش می شود نامرئی است.

شمارهٔ ۱۱  

زندگی به ما آموخته که عشق در نگاه خیره به یکدیگر نیست،بلکه در یک سو نگریستن است.

شمارهٔ ۱۲

ارزش گل تو به قدر عمری است که به پایش صرف کرده ایی.