شمارهٔ ۱  

دانش باید توهم متافیزیکی،پیش داوری ها و خرافه ها را پشت سر بگذارد،اما مفهوم عقلانیت یعنی،آزادی و عدالت را به عنوان سنت از نسلی به نسلی منتقل می کند.

شمارهٔ ۲

بیشتر مردم علاقۀ چندانی به آزادی ندارند،چون آزادی مستلزم و در برگیرندۀ مسئولیت است و بیشتر مردم از مسئولیت واهمه دارند.

شمارهٔ ۳

موفقیت هیچ گاه حتمی نیست،بلکه به جمع شدن عوامل فراوان بستگی دارد و از همه بیشتر وابسته به سرشت روانی است و کارکردش را با جهان بیرون هماهنگ سازد و از آن برای لذت جویی بهره گیرد.

شمارهٔ ۴   

لطیفه ها در حقیقت به این دلیل ساخته می شوند که مایۀ شادی دیگران گردند و چیزی را که پیش تر پنهان بود و یا ابراز نگردیده،بیرون بیاورند.

شمارهٔ ۵  

پرسشی که هرگز بدان پاسخ داده نشده است و خود من نیز با وجود سی سال پژوهش و مطالعه برای آن پاسخی نیافته ام این است که «خواستۀ زنان چیست؟»

شمارهٔ ۶   

لذت بردن از زیبایی،ماهیت،احساس خاص،ملایم وسرمست کننده ای دارد.

شمارهٔ ۷  

از انسان متمدن می خواهیم که هرجا در طبیعت با زیبایی روبرو می شود.به آن احترام بگذارد و تا آنجا که دستانش توانایی کار داشته باشند آن را در آفرینش اشیاء به کار گیرد.

شمارهٔ ۸  

هر کس که از هنر تأثیر پذیرفته باشد می داند که ارزش هنر به مثابۀ سرچشمۀ لذت و تسلی خاطر در زندگی حدی ندارد و بی نهایت است.

شمارهٔ ۹  

کسی که اهل عمل باشد از جهان بیرون،که نیروی خود را با آن می آزماید،دست نمی کشد.