شمارهٔ ۱

در مسیر کشف،هوش نقش زیادی ایفا نمی کند.جهشی در هشیاری ایجاد می شود که می توانید آن را شم وشهود یا آرزو نام نهید،آنگاه راهکار خود به خود به سوی شما می آید و نمی دانید چگونه یا چرا.

شمارهٔ ۲

به سختی می توان در بین مغزهای اندیشمند جهان،کسی را دریافت که دارای یک نوع احساس مذهبی مخصوص به خود نباشد،این مذهب با مذهب یک شخص عادی تفاوت دارد.

شمارهٔ ۳

دانش بدون دین لنگ است و دین بدون دانش کور.

شمارهٔ ۴

اندیشه های بزرگ همیشه با مخالفت شدید و خشونت بار اندیشه های مردم عادی، روبرو بوده اند.

شمارهٔ ۵

ما،در پیشگاه خداوند،همگی به گونه ای برابر،خردمند و نادان هستیم.

شمارهٔ ۶

من می خواهم بدانم خدا چگونه این جهان را آفریده است.علاقه ای به این یا آن پدیده ندارم.در طیفِ این یا آن عنصر لطفی نمی بینم.من می خواهم اندیشه های او را بدانم،مابقی جزئیات است.

شمارهٔ ۷

کمتر کسی می تواند بدون دغدغه و درکمال متانت به بیان باورهایی بپردازد که با تعصبات محیط اجتماعی او یکسان نباشد.بسیاری از مردم شهامت داشتن چنین باورهایی هم را ندارند.

شمارهٔ ۸

شتابنده ترین راه دریافت عشق،بخشیدن آن به دیگران است.

شمارهٔ ۹

پی بردن به اسرار اتم برای من آسان تر از درک مکنونات(نهان داشته های) یک زن است.

شمارهٔ ۱۰

به جای اینکه سعی کنید مرد موفقیت باشید،سعی کنید مرد ارزش ها باشید.

شمارهٔ ۱۱

تنها دو راه برای زیستن در زندگی خود داری،اول اینکه هیچ معجزه ای را باور نکنی و دیگر اینکه همه چیز را معجزه بدانی.

شمارهٔ ۱۲

باید شرم کنند، کسانی که بدون کمترین تأمل و تفکر از پدیده های معجزه آسای دانش و فن بهره می گیرند و سفیهانه از درک مفهوم هوشمندانۀ آن عاجزند،همانند گاوی که از لذت نشخوار گیاهان برخوردار،اما از دانش گیاه شناسی بی خبر است.

شمارهٔ ۱۳

بهتر است که ذهن را برای اندیشیدن مورد استفاده قرار دهیم نه برای انبار کردن اطلاعات.