شمارهٔ ۱

انسان محکوم است که آزاد باشد،چرا که به محض پرتاب شدن به این دنیا،مسئول کارهای خویش است.

شمارهٔ ۲  

گوشه گیری و کاهلی روش کسانی است که می گویند:آنچه را که من نمی توانم کرد دیگران می توانند.

شمارهٔ ۳  

هیچ کس نمی تواند آزادی خود را هدف خویش سازد،مگر اینکه آزادی دیگران را نیز به همان گونه هدف خود قرار دهد.

شمارهٔ ۴  

بشر از ابتدا موجود ساخته و پرداخته ایی نیست،بلکه با برگزیدن اخلاق خود،خویشتن را می سازد.

شمارهٔ ۵  

من همیشه می توانم آزادانه انتخاب کنم،امّا باید بدانم که اگر انتخاب نکنم،باز هم انتخابی کرده ام.

شمارهٔ ۶

کمابیش کسی نیست که بخش کوچکی از زندگی را  چنان که در گذشته بود، در وجود خود به دوش نکشد.

شمارهٔ ۷   

شاید بزرگترین دشواری همین باشد، زندگی چنان که ما می شناختیم پایان یافته ولی هنوز کسی نیست که بداند چه چیزی جای آن را گرفته است.

شمارهٔ ۸

من هنگامی آزادم که همۀ جهانیان آزاد باشند، تا هنگامی که یک نفر اسیر در جهان هست آزادی وجود ندارد.

شمارهٔ ۹  

همه چیز کشف شده است، مگر چگونه زیستن.

شمارهٔ ۱۰  

تاریخ یک ماشین خودکار و بی راننده نیست و به تنهایی استقلال ندارد. بلکه تاریخ همان خواهد شد که ما می خواهیم.

شمارهٔ ۱۱

انسان مجموعه ایی از آنچه دارد نیست.بلکه مجموعه ای است از آنچه هنوز ندارد،اما می تواند داشته باشد.

شمارهٔ ۱۲  

هیچ چیزبرای ما خوب نمی تواند باشد،مگر آنکه برای همگان خوب باشد.

شمارهٔ ۱۳

بشر جاودانه بیرون از خویشتن است.بشر پی ریزی طرح خود در جهانی بیرون از خویش و با محو شدن در چنین جهانی،بشر و بشریت را به وجود می آورد.

شمارهٔ ۱۴  

زمانی که توهم جاودان بودن را از دست می دهی،زندگی هم معنایش را از دست         می دهد.

شمارهٔ ۱۵  

هنگامی که امید می میرد، هنگامی که می بینی کمترین امکان امیدوار بودن را از دست داده ایی،فضای خالی را با رؤیا،اندیشه های کوچک بچگانه و داستان ها پر می کنی تا بتوانی به زندگی ادامه بدهی.        

شمارهٔ ۱۶  

همۀ چیزهایی زیبایی را که می بینی به ذهن بسپار تا همیشه با تو باشند،حتی در زمان هایی که آنها را نمی توانی ببینی.