شمارهٔ ۱
من از مردمي كه مي نشينند و رو به آسمان مي كنند و چشم ها را در چشم خانه مي گردانند و مي گويند«خواست خداچنين بوده است» در حالي كه يقين دارند چنين نيست خشمگين مي شوم.
من از مردمي كه مي نشينند و رو به آسمان مي كنند و چشم ها را در چشم خانه مي گردانند و مي گويند«خواست خداچنين بوده است» در حالي كه يقين دارند چنين نيست خشمگين مي شوم.
افسوس گذشته را خوردن و به اميد آينده به سر بردن نادرست است.بايد از اين لحظه بيشترين بهره را برد.
من با اين فلسفه كه نااميدي و نكبت و غم،نيروي اخلاقي را تقويت مي كند مخالفم، افراد نيك بخت و شادمان هستند كه مهر و محبت مي بخشند.
جواني كاري به سال و ماه ندارد،مهم اين است كه انسان زنده دل و پر نشاط باشد .ممكن است موي شما سفيد باشد،اما مانند پسر بچه ها بينديشيد.
مهم ترين ويژگي آدمي،قوۀ تخيل و تصور اوست.براي اينكه انسان مي تواند خودش را به جاي ديگري در نظر بگيرد.اين ويژگي انسان را فهميده و دلسوز مي كند.