جاده
به جاده بیا
جاده نامت را به تو می گوید
قصۀ سینه سرخ دیروز،
و عشقه امروز را
حلقۀ کبود نیلوفر
و جاپای کبوتر چاهی را.
جام عتیق راز را
به تو می نوشاند.
و تو، پری می شوی
در گلوگاه نسیم و دریا
و علف و مه
و عاطفه و صدا
_ ناگاه
نامت را
فراموش می کنی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت ۱۲ ب.ظ توسط سیل سرشک
|