رباعی شماره ۴۴ عشق آمد و خاک محنتم بر سر ریخت
عشق آمد و خاک محنتم بر سر ریخت
زان برق بلا به خرمنم اخگر ریخت
خون در دل و ریشهٔ تنم سوخت چنان
کز دیده بجای اشک خاکستر ریخت
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۶ ساعت ۲ ب.ظ توسط سیل سرشک
|