رباعی شمارهٔ ۷ آبی که به روزگار بندد کیمُخت
آبی که به روزگار بندد کیمُخت
تو گه پسرش نام نهی، گاهی دخت
خانی شد و پندار در او رخت نهاد
دیگی شد و امید در او سودا پخت
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۶ ساعت ۱۱ ق.ظ توسط سیل سرشک
|