دریچه ها
ما چون دو دریچه، رو به روی هم،
آگاه ز هر بگو مگوی هم.
هر روز سلام و پرسش و خنده،
هر روز قرار روز آینده.
عمر آینۀ بهشت، اما ... آه
بیش از شب و روز ِ تیر و دی کوتاه
اکنون دل من شکسته و خسته ست،
زیرا یکی از دریچهها بسته ست.
نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد،
نفرین به سفر، که هر چه کرد او کرد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۱ ق.ظ توسط سیل سرشک
|