حکایت ۴۱
اسکندر رومی را پرسیدند دیار مشرق و مغرب به چه گرفتی که ملوک پیشین را خزاین و عمر و ملک و لشکر بیش از این بوده است ایشان را چنین فتحی میسر نشده گفتا به عون خدای عزّوجل هر مملکتی را که گرفتم رعیتش نیازردم و نام پادشاهان جز به نکویی نبردم.
بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد
+ نوشته شده در جمعه ششم بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۰ ق.ظ توسط سیل سرشک
|