الهی!‏
زبانم درسرذکرشد،ذکر درسرمذکور.‏
دل درسرمهرشد،مهردرسر نور.‏
جان درسرعیان شد،عیان ازبیان دور.‏
پیداست که نازیدن مزدور به چیست؟
ونازیدن عارف به کیست؟