الهی!‏
دلی ده،که در کار تو جان بازیم!جانی ده،که کار آن جهان سازیم!‏
تقوایی ده،که دنیا را بسپریم!روحی ده که از دین برخوریم!‏
یقینی ده،که در ِآز بر ما باز نشود!‏
قناعتی،تا صعوۀ حرص ما باز نشود!‏
دانایی ده،که از راه نیفتیم!بینایی ده،تا درچاه نیفتیم!‏
دست گیر،که دست آویز نداریم!‏
درگذار،که بدکرده ایم! آزرم دار،که آزرده ایم!‏
طاعت مجوی،که یابِ آن نداریم!‏
از هیبت مگوی،که تاب آن نداریم!‏
توفیقی ده،تا در دین استوار شویم!‏
عقبی ده،تا از دنیا بیزار شویم!‏
نگاه دار،تا پریشان نشویم!‏
به راه دار،تا پشیمان نشویم!‏
بیاموز،تا شریعت بدانیم!‏
برافروز! تا در تاریکی نمانیم!‏
بنمای،تا روی کس ننگریم!‏
بگشای دری،که دربگذریم!‏
توبساز،که دیگران ندانند!‏
تو بنواز،که دیگران نتوانند!‏
همه را ازخود رهایی ده!‏
همه را به خود آشنایی ده!‏
همه را ازمکر شیطان نگاه دار!‏
همه را ازفتنۀ نفس آگاه دار!‏
الهی!‏
بساز کار من،و منگر به کردار من!‏
دلی ده ،که طاعت افزون کند!‏
طاعتی ده،که به بهشت راهنمون کند!‏
علمی ده،که در او آتش هوا نبود!‏
علمی ده،که در او آب زرق وریا نبود!‏
دیده یی ده ،که عزّ ربوبیّت تو بیند!‏
نفسی ده،که حلقۀ بندگی تو درگوش کند!‏
جانی ده،که زهر حکمت تو به طبع نوش کند!‏
تو شفاساز،که از این معلولان شفایی نیاید!‏
توگشادی ده،که از این مغلولان کاری نگشاید!‏
به اصلاح آر،که نیک بی سامانیم!‏
جمع دار،که بس پریشانیم!‏