غزل ۲۳۷ یار باید که هر چه یار کند
یار باید که هر چه یار کند
بر مراد خود اختیار کند
زینهار از کسی که در غم دوست
پیش بیگانه زینهار کند
بار یاران بکش که دامن گل
آن بَرد کاحتمال خار کند
خانۀ عشق در خرابات است
نیک نامی در او چه کار کند
شهربند هوای نفس مباش
سگِ شهر استخوان شکار کند
هر شبی یار شاهدی بودن
روز هشیاریت خمار کند
قاضی شهر عاشقان باید
که به یک شاهد اختصار کند
سر سعدی سرای سلطان است
نادر آن جا کسی گذار کند
+ نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۶ ب.ظ توسط سیل سرشک
|