الهی!‏
زندگانی همه با یادتو،وشادی همه با یافت تو.‏
وجان آن است که دراو شناختِ تو!‏
الهی!‏
موجود نفس های جوانمردانی!‏
حاضر دل های ذاکرانی!‏
از نزدیکت نشان می دهند،و برتراز آنی!‏
واز دورت می پندارند،ونزدیکتر از جانی!‏
ندانم که درجانی،یا خودِ جانی؟
جانی،جان را زندگی می باید؛تو آنی!‏