سوخته خرمن
گر به گلگشت چمن می روی از من یاد آر
زین گرفتار قفس ای گل گلشن یاد آر
زان که یک عمر به پاداش وفاداری برد
لالۀ حسرت از این باغ به دامن یادآر
هر زمان برق نگاهت زند آتش به دلی
ای گل ناز از این سوخته خرمن یادآر
چون هلالم سر شوریده به زانوی غم است
از شب تار من ای کوکب روشن یادآر
ای که بی لالۀ داغ تو بهارم نشکفت
گر به گلگشت چمن می روی از من یاد آر
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۴ ب.ظ توسط سیل سرشک
|