الهی!‏
قومی می بینم به این جهان ازاو مشغول،قومی ازهردوجهان به وی مشغول.‏
گوش فراداشته،که تا نسیم سعادت از جانب قربت کی دمد؟
وآفتاب وصلت ازبرج عنایت کی تابد؟
به زبان بی خودی وبه حکم آرزومندی می زارند و می گویند:‏
کریما!‏
مشتاق تو،بی تو زندگانی چون گذارد؟
آرزومند به توازدست دوستی تو یک کنار خون دارد!‏
     بی تو ای آرام جانم،زندگانی چون کنم؟
     چون نباشی در کنارم،شادمانی چون کنم؟