مرد ایستاده است
در ساحت حضور نسیم و
نماز نور
در ساحت وقوف به زیبایی حیات
در آفتاب از پس باران کنار راه
مرد ایستاده است و
نمی خواهد
رز رهگذار خویش
بر هم زند
آرامش موقر سنجابی را
که
با خوشۀ اقاقی یا ساقۀ علف
دم لرزه می کند
می دانم
آه
هرگز
باور نمی کند کسی از من
کاین مرد
تا چند روز پیش چه می کرد
در شرق دوردست
در آفتاب از پس باران
کنار راه
مرد ایستاده است
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۴ ب.ظ توسط سیل سرشک
|