نیلوفری شدم
 بر آبهای غربت بالیدم
 نالیدم
 گفتم
با انقراض سلسلۀ سرما
 این باغ مومیایی بیدار می شود
  وآنگاه آن چکاوک آواره
حزن درخت ها را
 در چشمه سار سحر سرودش
خواهد شست
 واینک
 درمانده ام که امشب
در زیر برف پر حرف
نعش سروده های شبانگاهی اش را
آیا کجا به خاک سپردند ؟