چه دل گرفته بهاری
 پرنده ها همه آهن
نسیم
 موج غباری
به گوش منتظر طفل روستا نرسید
میان جنگل آتش
سرود سریده و ساری
غروب خستۀ شهر
بنفشه هایی پیوسته با نخی تاریک
به روی سنگ مزاری