شماره ۲
دیدی که در دلش اثری از وفا نبود ؟
دیدی که کرد آنچه به عاشق روا نبود ؟
یا با منش نبود وفا ، یا که از روز ازل ،
او را به هیچ روی ، نصیب از وفا نبود
لیکن چه غم که یار وفا کرد یا نکرد
در درس عشق ، حرفی از این ماجرا نبود
ما را بس است ، اینکه ز یادش نمی بریم
دیگر چه غم که در غم ما بود یا نبود
صد نکته گفتمش به زبان نگه ولی ،
با من ، نگاه او ، نگاه آشنا نبود
یک عمر داشتم گله از بخت و عاقبت ،
دیدم ز چشم یار که حکم قضا نبود
دی رفت و گفت در سر تو مهر دیگری است
می خواست پا کشد زمن اینش بهانه بود
دهقان بگو به یاد غزل های شهریار
«یاد باد آنکه جز بر روی منش دیده وا نبود»
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۷ ساعت ۶ ب.ظ توسط سیل سرشک
|