ظلماتِ مطلقِ نابینایی
به ایرج کابلی
ظلماتِ مطلقِ نابینایی.
احساسِ مرگزای تنهایی.
«ــ چه ساعتیست؟ (از ذهنت میگذرد)
چه روزی
چه ماهی
از چه سالِ کدام قرنِ کدام تاریخِ کدام سیاره؟»
تکسُرفهیی ناگاه
تنگ از کنارِ تو.
آه، احساسِ رهاییبخشِ هم چراغی!
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۴ ب.ظ توسط سیل سرشک
|