شمارهٔ ۲
ای که مایوس از همه سویی به سوی عشق رو کن
قبلۀ دل هاست اینجا، هر چه خواهی آرزو کن
تا دلی آتش نگیرد حرف جان سوزی نگوید
حال ما خواهی اگر،در گفتۀ ما جستجو کن
زرد رویی در میان گلرخان عیب است بر من
روی زردم را به خون ای دیده گاهی شستشو کن
چرخ کج رو نیست،تو کج بینی ای دور از حقیقت
گر همه کس را نکو خواهی برو خود را نکو کن
چون خیال دوست،من چیزی نشاط آور ندیدم
هر زمان افسرده دل گشتی،نظاما یاد او کن
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۰ ق.ظ توسط سیل سرشک
|