غزل ۵۱۴ ای خسته دلم در خم چوگان تو گویی
ای خسته دلم در خم چوگان تو گویی
بی فایدهام پیش تو چون بیهده گویی
ای تیر غم عشق تو هر جا که رسیده
افتاده به زخمش چو کمان پشت دوتویی
هم طرفه ندارم اگرم بازنوازی
زیرا که عجب نیست نکویی ز نکویی
سعدی غمش از دست مده گر ندهد دست
کی دست دهد در همه آفاق چنویی
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۲ ب.ظ توسط سیل سرشک
|