غزل شمارهٔ ۸۷ ما گدایان بعد از این از کار و بار آسودهایم
ما گدایان بعد از این از کار و بار آسودهایم
چون به روزی قانعیم از روزگار آسودهایم
هرکسی بر قدر همت اعتباری کردهاند
ما توکل کردهایم از اعتبار آسودهایم
دیگران در بحر حرص ار دست و پائی می زنند
ما قناعت کردهایم و بر کنار آسودهایم
در پی مستی خماری بود و ما را وین زمان
ترک مستی چون گرفتیم از خمار آسودهایم
اهل دنیا فخر خود جویند و عار دیگران
حالیا ما چون عبید از فخر و عار آسودهایم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۱ ق.ظ توسط سیل سرشک
|