در دوردست...
در دوردست، آتشی اما نه دودناک
در ساحلِ شکفتۀ دریای سردِ شب
پُرشعله میفروزد.
آیا چه اتفاق؟
کاخیست سربلند که میسوزد؟
یا خرمنی ــ که مانده ز کینه
در آتشِ نفاق ــ؟
□
هیچ اتفاق نیست!
در دوردست، آتشی اما نه دودناک
در ساحلِ شکفتۀ شب شعله میزند؛
وینجا، کنارِ ما، شبِ هول است
در کار خویش گرم
وز قصه باخبر.
او را لجاجتیست که، با هرچه پیشِ دست،
روی سیاه را
سازد سیاهتر.
□
آری! در این کنار
هیچ اتفاق نیست:
در دوردست آتشی اما نه دودناک،
وینجای دودی از اثرِ یک چراغ نیست!
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۸ ساعت ۱۲ ب.ظ توسط سیل سرشک
|