میر محمود، حضرت تقوی
بوده رازی وگشته انقروی
آنکه شیرازی است بیخ و بنش
گرچه رازی است لهجه در سخنش
رفت زی روم، روم مولانا
دومین مرز و بوم مولانا
خزری سوی ملک مرمره شد
رفت وساکن به شهر انقره شد...

 


ای دلت آشیان سرّ و سرود
روم،ای روم پیر، بر تو درود
ای خوشا آن بلاد فرخنده
دل پر ازشوق ولب پر از خنده
ای خوشا شهر پیر
قسطنطین
یادگار کهن قرون و سنین
رو به دریا گشوده پنجره هاش
داده دریا دگر جمال و بهاش
مترصد که «تنگۀ» بسفور
نه «گشاده» گردد ، نه گردد پر
باد آباد و شاد و با رونق
مرمره اش پر سفینه و زورق
حبذا شهر شاهد
ازمیر
غیرت کاشمر، نه بل کشمیر
برده سلجوقی اش ز بیزنطین
در دلش یادها از آن و از این
گه ز نزدیک رنجه،گاه از دور
خوره بس تازیانۀ
تیمور
شده تیمور خاک و او برجاست
همچنان پرغرور و نور و نواست
خوش لمیده کنار بحر اژه
بیند از خاطرات خویش رژه
فری آن شهرک ظریف و قشنگ
ادرنا،رشک شهرهای فرنگ
کهنه همسایه و جلیس و انیس
با فلاطون و ارسطاطالیس
ریخته از فرنگیان ترسش
داده یونان پیر بس درسش
ای خوشا شهرشاه روحانی

قونیه، آن مدینۀ ثانی
آن حریم وفا،حظیرۀ قدس
مأمن امت و عشیرۀ قدس
آن شبستان حال وهوش وصفا
جلوه گاه جمیل شور و نوا
خیمۀ عشق و خلوت ملکوت
حرم شعر ومحرم جبروت
خفته در او امین شهر شهود
شاه در ثمین بحر وجود
لولی مست قولی وغزلی
ازلی نغمه هاش لم یزلی
شاهدی درسپهر معنی ماه
مغولش رانده، ترک داده پناه
فخر ایران وروم وجمله جهان
ساقی اهل دل،کهان ومهان
آنکه با شعر وشور وتن تننش
مرده را زنده می کند سخنش
آنکه تا باقی است شعر وجمال
نفتد دامنش به دست زوال...
خاطرت شاد و طالعت مسعود
خوش به حال دل تو ، ای محمود
دائماً همچو ماه در سفری
هر کجا هست راه،رهگذری
روی آن ره که رهروان رفتند
راه بینان راهدان رفتند
مثل رودی روان و بی تابی
نه چو من منزوی و مردابی
گه به هندی،چو نور و آزادی
گه به ایران،چو شعر و بیدادی
نک به رومی،که هست بی حاشا
هر که در وی، افندی و پاشا


ای سفر کردۀ گرامی و راد
شاد بادی و از غمان آزاد
گرچه دیری است رفنه ای زبرم
نرود روی خوبت از نظرم
مهر تو باقی است و یاد تو نیز
و آن دو پر ارج یادگار عزیز
نثر بوالفضل وشعر شاعر جام
هر دو در حد خود کمال و تمام
آن چو کوهی زسیم بی دغلی
این چو زنجیره ای ز زرّ  طلی
برده بیهق زفضل آن بهره
نام جام از حدیث آن شهره
من برم حظ از این دو حضرت وسود
می فرستم به حضرت تو درود...
باری،ای دوست کامران باشی
زنده باشی و شادمان باشی
ما ثنا خوان روح راد توایم
یاد ما کن،که ما به یاد توایم