رباعی شمارهٔ ۱۸ در دام غمت دلم زبون افتاده است
در دام غمت دلم زبون افتاده است
دریاب، که خسته بیسکون افتاده است
شاید که بپرسی و دلم شاد کنی
چون میدانی که بی تو چون افتاده است؟
+ نوشته شده در جمعه سوم آبان ۱۳۹۸ ساعت ۳ ب.ظ توسط سیل سرشک
|