راز نگهدارترین
تو با روح من از روز ازل یارترین
کودک شعر مرا مهر تو غم خوارترین
گر یکی هست سزاوار پرستش به خدا
تو سزاوارترینی تو سزاوارترین
عطر نام تو که در پردۀ جان پیچیده است
سینه را ساخته از یاد تو سرشارترین
ای تو روشنگر ایام مه آلودۀ عمر
بی تماشای تو روز و شب من تارترین
در گذرگاه نگاهِ تو گرفتارانند
من به سرپنجۀ مهر تو گرفتارترین
می توان با دل تو حرف غمی گفت و شنید
گر بود چون دل من راز نگهدارترین
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۴ ب.ظ توسط سیل سرشک
|