سوگند
كهن آيين عزيزي است قسم خوردن و كاش
جز به عزّت نرود كس سوي معناي عزيز
گرچه برتر قَسَمِ من به اهورامزداست
هم به زردشت و به مزدك ، به اوستاي عزيز
ليكن آن به كه قسم را به خدا و به كسان
كم خورد كس،كه به خواري نكشد پاي عزيز
هيچ ماهي كه بُوَد بود و نبودش از آب
تو شنيدي كه قسم خورد به درياي عزيز؟
يا مگر همچو من آشفته و مجنون باشي
كه به سوگند بري نام ز ليلاي عزيز
به طبيعت ز كسان بيش قسم خوردن به
كم به عيسي مثلاً، بيش به يلداي عزيز
گرچه امروز سيه روزتر از روي شبم
دارم امّيد چو «امّيد»به فرداي عزيز
ياد باد آن شبِ شيرين، كه لبم را ترسان
مي فشردم به لبت، آن گُلِ گوياي عزيز
زآن خورم من به سيه زلف تو اي ماه ، قسم
كه قسم گاه توان خورد به شبهاي عزيز!
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۲ ب.ظ توسط سیل سرشک
|