غزل شمارهٔ ۷۸۱ گاهیم به لطف می نوازی
گاهیم به لطف می نوازی
گاهیم به قهر میگدازی
در معرض قهر و لطف تو من
زان میسوزم که مینسازی
چون چنگ دو تا شدم به عشقت
بنواز مرا به دلنوازی
ای ساقی عشق جام در ده
کاین توبهٔ ماست بس مجازی
این کار از این بسی بهستی
گر توبهٔ ماستی نمازی
در ده می عشق تا زمانی
از سر بنهیم سرفرازی
زنار نهاد بر کشیدیم
در حلقه کنیم خرقه بازی
عطار خموش و غصه می خور
قصه چه کنی بدین درازی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۱ ق.ظ توسط سیل سرشک
|