غزل شمارهٔ ۸۰ یارب از کرده به لطف تو پناه آوردیم
یارب از کرده به لطف تو پناه آوردیم
به امید کرمت روی به راه آوردیم
بر سر نفس بدآموز که شیطان ره است
از ندامت حشر از توبه سپاه آوردیم
بر گنه کاری خود گرچه مقریم ولی
نالهٔ زار و رخ زرد گواه آوردیم
گرچه ما نامه سیاهیم ببخشای که ما
روسیاهیم از آن نامه سیاه آوردیم
بر در عفو تو ما بی سر و پایان چو عبید
تا تهی دست نباشیم گناه آوردیم
+ نوشته شده در شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۸ ب.ظ توسط سیل سرشک
|